کمک های اولیه در جنگ
«هشدار: این آموزشها جایگزین تشخیص و درمان پزشکی نیستند. در شرایط اورژانسی، حفظ جان بیمار وابسته به مداخلات تخصصی است؛ لذا پیش از اعمال هرگونه دستورالعمل، با پزشک مشورت کنید. انجمن فوریتهای پزشکی هیچ مسئولیتی در قبال استفاده نادرست یا خودسرانه از این مطالب بر عهده نمیگیرد.»
وقتی شرایط جنگی یا درگیریهای گسترده ایجاد میشود، اولین چیزی که آسیب میبیند امنیت روانی و سلامت جسمی افراد جامعه است. انفجار، آوار، آتشسوزی، جراحت، سوختگی، شوک و بینظمی در دسترسی به خدمات درمانی از مهمترین مشکلاتی هستند که در چنین زمانی رخ میدهند. در این شرایط، آگاهی از کمک های اولیه نه یک انتخاب، بلکه یک وظیفه برای حفظ جان خود و دیگران است.
آموزش کمک های اولیه در زمان جنگ فقط مخصوص نیروهای نظامی یا امدادگران نیست. در واقع:
در جنگ، کسی که کمک های اولیه بلد نباشد، حتی اگر خودش آسیب نبیند، ممکن است نتواند جان عزیزانش را نجات دهد.
پروتکل MARCH در تمام دنیا برای رسیدگی به جراحات جنگی و تروما استفاده میشود. این پروتکل اولویتها را طوری مشخص میکند که امدادگر غیرحرفهای بتواند سریع و دقیق عمل کند.
M = Massive Bleeding .1(خونریزی های شدید)
اولین و حیاتیترین تشخیص در زمان بحران کنترل فوری خونریزی شدید و تهدیدکنندهی حیات است. در این مرحله، اولویت اصلی جلوگیری از مرگ سریع ناشی از دستدادن حجم زیاد خون است؛ زیرا فرد ممکن است در عرض چند دقیقه دچار شوک هموراژیک شود. خونریزی شدید معمولاً با نشانههایی مثل فواره زدن خون، خیسشدن سریع لباس یا زمین، یا زخمهای عمیق اندامها شناخته میشود. در این مرحله مهم است که بدون اتلاف وقت، منبع خونریزی پیدا شود و سریعترین و مؤثرترین روش برای مهار آن اجرا گردد. کنترل خونریزی در این بخش معمولاً با فشار مستقیم، استفاده از تورنیکه در اندامها یا packing زخمهای عمیق در نواحی غیرقابل بستن تورنیکه انجام میشود. هدف این است که خونریزی کاملاً متوقف شود، نه اینکه فقط کاهش یابد. پاکسازی یا بررسیهای غیرضروری در این مرحله انجام نمیشود، زیرا زمان حیاتی است.
دومین اولویت حیاتی بلافاصله پس از کنترل خونریزیهای شدید، بر باز نگه داشتن مسیر تنفسی تمرکز دارد. هدف از این مرحله اطمینان از این است که هوا بدون هیچ مانعی به ریهها برسد، زیرا حتی در صورت داشتن تنفس یا اکسیژنرسانی، اگر راه هوایی مسدود باشد، اکسیژن به خون و مغز نمیرسد. آسیبدیدگیهای صورت، تورم گلو ناشی از سوختگی، افتادن زبان به عقب در فرد بیهوش یا وجود خون و استفراغ در دهان، از جمله شایعترین عواملی هستند که راه هوایی را مسدود میکنند و میتوانند در مدت بسیار کوتاهی باعث مرگ فرد شوند.
برای مدیریت راه هوایی، ابتدا باید دهان و گلوی فرد را از هرگونه مانع فیزیکی یا ترشحات تخلیه کرد تا مسیر عبور هوا کاملاً پاکسازی شود. در صورتی که فرد هوشیاری خود را از دست داده باشد، از تکنیکهای مانور سر و چانه برای باز کردن راه هوایی استفاده میشود تا زبان از مسیر تنفسی کنار برود. اگر این اقدامات کافی نباشد، از ابزارهای کمکی مانند ایرویهای دهانی یا در شرایط حادتر، روشهای پیشرفتهتر برای اطمینان از برقراری یک مسیر دائمی برای ورود هوا استفاده میشود. حفظ راه هوایی باز، زیربنای اصلی برای مراحل بعدی پروتکل MARCH است تا اکسیژنرسانی به بدن به درستی انجام گیرد.
هدف اصلی ارزیابی و حمایت از تنفس فرد پس از کنترل خونریزی و اطمینان از باز بودن راه هوایی است. در این مرحله بررسی میشود که آیا ریهها بهدرستی کار میکنند، قفسه سینه بهطور مناسب بالا و پایین میرود، و فرد توانایی گرفتن نفس مؤثر را دارد یا خیر. زخمهای نافذ قفسه سینه، شکستگی دندهها، و آسیبهایی که مانع از ورود یا خروج درست هوا میشوند از مهمترین مشکلات این مرحله هستند. اگر هوا هنگام تنفس از سوراخی در قفسه سینه وارد یا خارج شود، یا فرد دچار تنفس سریع و سطحی، درد شدید قفسه سینه یا کبودی لبها باشد، احتمال آسیب جدی ریه و ایجاد مشکل در تبادل اکسیژن مطرح میشود.
در این بخش، اقدامات اصلی برای حفظ تنفس شامل بستن زخمهای باز قفسه سینه با پانسمان چسبدار سهطرفه، مدیریت آسیبهای نافذ، کمک به وضعیت بهتر تنفسی با تغییر وضعیت بدن در صورت امکان، و پایش نشانههای ناراحتی تنفسی است. هدف این است که جریان هوا به ریهها پایدار بماند و از مشکلات تهدیدکنندهی حیات مانند پنوموتوراکس تنشی جلوگیری شود. پس از تثبیت وضعیت تنفسی، فرد آمادهی ورود به مرحله بعدی پروتکل یعنی کنترل گردش خون (Circulation) میشود.
بر ارزیابی عملکرد قلبی-عروقی و مدیریت وضعیت خونرسانی به اندامهای حیاتی بدن تمرکز دارد، بهویژه پس از آنکه خونریزیهای بزرگ کنترل شده و راه هوایی و تنفس تثبیت شدهاند. در این مرحله، هدف اصلی شناسایی و درمان شوک ناشی از کمخونی یا آسیبهای داخلی است که ممکن است به دلیل خونریزیهای پنهان یا نشت مایعات بدن رخ داده باشد. بررسی نبضهای محیطی، رنگ و دمای پوست، و همچنین سطح هوشیاری فرد از جمله شاخصهای کلیدی برای ارزیابی شدت شوک و پایداری گردش خون به شمار میروند؛ چرا که کاهش خونرسانی میتواند منجر به نارسایی اندامها و مرگ تدریجی شود.
برای بهبود وضعیت گردش خون، اقدامات درمانی بر احیای حجم مایعات بدن و تثبیت وضعیت قلبی متمرکز است. این اقدامات ممکن است شامل تجویز مایعات وریدی یا داروهای خاص طبق دستورالعملهای درمانی و پروتکلهای تروما باشد تا حجم خون در گردش افزایش یابد و فشار خون به سطحی ایمن برسد. همچنین، بررسی مجدد محلهای خونریزی قبلی برای اطمینان از عدم شروع دوباره خونریزی و نیز تلاش برای کنترل خونریزیهای داخلی که قابل رویت نیستند، در این مرحله حیاتی است. هدف نهایی در مرحله گردش خون، بازگرداندن و حفظ پرفیوژن یا همان جریان کافی خون به مغز، قلب و سایر بافتهاست تا فرد برای انتقال ایمن به مراکز درمانی آماده شود.
وقتی شخص تحت آسیب شدید قرار می گیرد، حتی اگر در محیط سرد هم قرار نداشته باشد، پس از از دست دادن خون ممکن است دمای بدنش به سرعت کاهش پیدا کند. هیپوترمی باعث اختلال در عملکرد بدن، کاهش توانایی لختهشدن خون و تشدید خونریزی میشود و میتواند وضعیت بیمار را بهطور جدی بدتر کند. به همین دلیل در این مرحله تلاش میشود بدن مصدوم گرم نگه داشته شود؛ برای مثال با پوشاندن او با پتو یا عایق کردن بدن از زمین سرد، تا دمای طبیعی بدن حفظ شود و از بدتر شدن شوک جلوگیری گردد.
در کنار کنترل دمای بدن، در این مرحله باید احتمال آسیب به سر و مغز نیز بررسی شود. ضربه به سر ممکن است باعث علائمی مانند کاهش سطح هوشیاری، گیجی، سردرد شدید، استفراغ، مردمکهای غیرطبیعی یا اختلال در تعادل شود. این علائم میتوانند نشاندهنده آسیب مغزی باشند که نیاز به مراقبت و انتقال سریع به مراکز درمانی دارد. در چنین شرایطی باید وضعیت هوشیاری بیمار به طور مداوم بررسی شود و از حرکتهای غیرضروری سر و گردن جلوگیری گردد تا احتمال آسیب بیشتر به مغز یا ستون فقرات کاهش یابد. هدف اصلی در این مرحله حفظ دمای بدن، پایش وضعیت عصبی و جلوگیری از بدتر شدن آسیبهای مغزی است.
این پروتکل بهترین و استانداردترین روش رسیدگی به مصدوم جنگی است.